|
معرفي و ارائه تصاويری از جنوب ايران و عكاسي ديجيتال
|
آقا اين بابا شوروك قصه داره . والا خدمت شما عرض كنم ما يه شب دير وقت آمديم خانه يه راست بلانسبت شما رفتيم دستشوي ديدم يه چيزي بالاي سرم سر وصدا مي كنم دست به كار شدم و با هزار زحمت گرفتمش آمدم توي اتاق دوربين را آمده كردم كه ازش عكس بگيرم يهو ديدم از دستم در رفت خلاصه هر كار كردم ديگه نتونستم بگيرمش رفت بود بالا به چراغ چسيبده بود نااميد گرفتم خوابيدم صبح اول وقت ديدم دختر كوچلوي ما صدا زد بابا يه چيزي توي خونه داره خش خش مي كنه مثل برق پريدم ديدم رفت پشت يخچال دست كردم گرفتمش ديدم عجب جوني داره دادم دست دختر كوچلومون گفتم بابا اينو همين طور بگير تا دوربين را آمده كنم خلاصه با كمك دخترم رفتيم توي حيات روي انواع گل گذاشتم وعكس گرفتم دختر ما هم غش غش مي خنديد بلاخره هنوز كار ما تمام نشده بود كه بر اثر يك فشار نخواسته از طرف الهه خانم سنجاقك جان داد يه جيغ زد و با گريه گفت بابا سنجاقكم مرد!!!
باباشورک به زبان محلی بندر گناوه یعنی سنجاقک
شهریور۸۴ - بندر گناوه

عکس خروجی دوربین بدون تغییر با نرم افزار
مهرماه ۸۴ - فیلستان وارمین

عکس بدون تغییر و بدون کراپ در سایز خروجی دوربین